"> پیام عاشقانه ی زیبا| پیام | عاشقانه های زیبا | عاشقانه مجله اینترنتی ربسونا

 پیام عاشقانه ی زیبا

 

زن

عاشق زنی بودن،
سخت نیست
کافیست حواست پرت نشود از دوست داشتنش
کافیست جواب احساسش را با منطقت ندهی
کافیست یک وقتهایی با دلش راه بیایی
و وقت‌های دیگر
راه‌های نیامده را
با آغوش
با بوسه
جبران کنی
یک زن همین که احساس کند دوستش داری
و به فکرش هستی
و بخاطر دلش حاضری قیدِ بعضی چیزها را بزنی
یا بعضی کارها را بکنی،

خوشبخت‌ترین میشود
زن‌ها توقعِ زیادی از زندگی ندارند
امنشان که کنی،
دلشان گرمِ زندگی میشود…

 

تعلق

اونایی که روحشون به‌هم متعلق باشه،
هرچقدرم دنیا بازیشون بِده و
از هم دور بشن …
بازم به هم برمی‌گردن و
تهش به هم‌دیگه ختم میشن…‌‌.

 

آرزو

نمی‌دانی چقدر آرزو دارم که
یکبار با آن چشم‌هایت،
به خاطر من به من نگاه کنی.
یک گلدان گلی می‌شوم که
نقش چشم‌هایت روی آن کشیده شده.
می‌روم زیر خاک که هزار سال دیگر
برسم دست آدمی که
بدون ترس بتواند بگوید دوستت دارم…

بخند

برایم بخند
برایم که میخندی 
چشم هایت که هیچ
آسمان هم زیبا میشود 

 

قدرشو بدون

اگه کنارشی،اگه کنارته
قدرشو بدون
قدر عزیزم گفتناشو
قدر صدات زدناشو…
دنیا خیلی بی رحمه،
انقدر بی رحم که بخودت میای و
میبینی یکی دیگه داره
به اسم کوچیک صداش میزنه و
تو غریبه تر از هر غریبه ای براش…

قدر لحظه های خوبتون رو بدونید

 

اثر

وقتی میخوای..
یه نفر که خیلی دوستش داری رو
فراموش کنی..
مثل این میمونه که
با خودکار نوشته باشی و 
بخوای با پاک کن پاکش کنی..
یا بخوای غلط گیر استفاده کنی..
شاید با پاک کن کم رنگ بشه
یا اونقد بکشی رو کاغذ که حتی کاغذ پاره بشه
یا با غلط گیر روش رو بگیری 
که دیگه اون نوشته رو نبینی..
یا یه تیکه از کاغذت کنده میشه..
یا یه لکه روش میمونه..
اما بازم اثرش هست..
هیچ وقت نمیره،
هیچ وقت

 

دلبر

سَر صُبی زنگ زد که بریم دانشگاه ،
درس و تَحصیل و پیشرَفت و اینا ..
هَرچی گفتم قربون چشمات ،
سرده ، منم که سرمایی ،
این سرماخوردگی کوفتی هَم که
سرِ نبودنِ دیروزت اُفتاده به جونم ،
بیا و دِلبری کن ، امروز رو بی‌ خیال شو ..
بِذار از پَنجره کِیف کنیم با بَرف ..
گُفت: “نه ، برف فقط
وقتی که رو لباست میشینه قَشنگه”
دلبره دیگه ،
نفس که میکشه
دلبری کردنِش هَم مَشهود میشه ..
سَرد بود ، قبلِ رفتن
“کنار راننده تاکسیا یه تَنی به آتیش زدیم ،
ولی بازم هیچی دَستاش نِمیشد”

 

تداوم نگاهت

روحم را
با تداوم نگاهت
به شبانه هایم بند می کنم
حریم چشمانت
سکوت مخملین شب را می شکند
و عشق
هزار و یکشب خاطراتت را
آغاز می کند 

 

دوست داشتن من

ببین مهربون
رنگِ دوست داشتنِ مـن …
رنگِ غش و ضعف هایِ هفده سالگی نیست …
یا تندیِ تبِ عشق هایِ هجده سالگی …
رنگِ دوست داشتنِ من …
کسلیِ عصرایِ چهل سالگیه …
که بی حوصله جلویِ تلویزیون می نشینی
رنگِ دوست داشتنِ من همون چایِ قندپهلوییه که
برات میریزم وچنـدخط شاملویی که برات می خـونم

رنگِ دوست داشتنِ من …
فرق داره با آدم هایِ این زمـونه‌ …
رفتنی نیست
پریدنی نیست
مالِ یه روز و دو روز نیست …
رنگِ دوست داشتنِ من …
روزایِ غمگینِ بازنشستگیه
تق تقِ عصایِ شصت سالگیه
تنها موندن هایِ هفتاد سالگی و
نفس هایِ آخر و پایِ لبِ گورِ هشتاد و چـنـد سالگیه

مهربون …
رنگِ دوست داشتنِ من …
رنگِ موندنه …
رنگِ به پای هم پیر شدنه. ..
بگذر از رنگاوارنگِ عشق هایِ این روزا …

 

عاشقی کردن

اصلا همین که شروع می‌کنی به عاشقی کردن،
یک هول و ولای عجیب می‌اُفتد به جانت.
یک حس خوب می‌آید به دلت و از دری دیگر هزار حس خوب می‌رود
بیرون و جایش را به ترس و نگرانی می‌دهد.

اصلا همین که شروع می‌کنی به عاشقی کردن،
انگار پای یک قرارداد را امضا کردی که بند اولش
شامل یک دل نگرانی مادام العمر است.
ترس و دلتنگی و بی‌قراری هم بندهای مخصوص به خودشان را دارند.

یک روز دلتنگی عجیبی داری، روز بعد دل‌نگران سلامتی‌اش هستی،
فردایش ترس از دست دادنش می‌اُفتد به جانت…
عاقبت به خودت می‌آیی و میبینی جای آن حس خوب اولیه،
همه‌ش داری ترس و دلتنگی و نگرانی تجربه می‌کنی.
وقتی نیست، دلتنگی؛ وقتی هست، نگران..
یک روز که بی‌حوصله باشد،
می‌ترسی و بعد زهرمار می‌کنی این عشق را به خودت و او.

صبر کن جانم… آرام!
دلتنگی تا جایی خوب است که وسط روز پیام بدهی و
یادش بیندازی که به یادش هستی و عشق کند از حضورت.
نگرانی تا جایی خوب است که مواظب باشی یک تار مو از سرش کم نشود؛ و ترس…
تا جایی که به مراقبت از دو نفره هایتان کمک کند و
جلوی حضور نفرات سوم…چهارم… و دهم را بگیرد.
از آن بیشتر، شورش در می‌آید.
تلخ می‌شود لحظاتتان، و همین شوری بیش از حد،
تو را روز به روز به واقعی شدن ترس‌هایت نزدیک‌تر می کند.

اصلا همین که شروع می‌کنی به عاشقی کردن،
تمام ترس‌ها را ببوس و بگذار کنار و به خودت قول بده “فقط عاشقی کنی”

 

مطلب پیشنهادی
تولدتان مبارک

آرزو می کنم

آرزو می کنم هیجان زده شوی ؛
مثلا بعد از سالها ، عشق دوران نوجوانی ات را ببینی و
به یادِ اولین حرف های عاشقانه ی زندگی ات بیفتی ،
مثلا بعدِ مدت ها کنار کسی بنشینی که حضورش ، ضربانِ قلب تو را تندتر کند ،
مثلا از کسی که دوستش داری حرف هایی بشنوی که حالت را بهتر کند ،
یا در غمگین ترین شرایط زندگی ات با عزیزترینت به یک مکان دنج و
شگفت انگیز سفر کنی ، یا این که اسطوره ی زندگی ات را اتفاقی در یک خیابانِ خلوت ببینی …

دنیا پر است از اتفاقات و چیزهای هیجان انگیز ،
آرزو می کنم بیفتد برایت آن اتفاق خوبی که فکرش را هم نمی کنی !

 

عاشقان

عاقلان جویند حق را
در برون خویشتن
عاشقان‌ را از درون
با دوست راهی ‌دیگر است

 

ثابت کن

وای که چقدر عزیز میشوی دردلم،
وقتی میگویی:
اگر دوستـت دارم، ثابت کنم!
خب تنها یک راه بلدم؛ بـوسـه
میشود همین حالا بخواهی ثابت کنم؟

 

بخشندگی

عزیز میگفت :
برای در کنارِ هم موندن باید خیلی چیزارو بخشید،
خیلی حرفارو نشنیده گرفت،
از خیلی کارها عبور کرد…
برای در کنار هم موندن باید بخشنده‌ترین و قوی‌ترین بود؛ نه زیباترین و باهوش‌ترین…
آدما وقتی میتونن مدت‌های طولانی کنارِ هم بمونن که یاد بگیرن چطور باهم کنار بیان !
اگه گاهی تو حالِ خوب هم شریک نمیشن، دستی هم به حالِ بدِ هم نکشن !
هیچ حالِ بدی موندگار نمیمونه همونطور که حالِ خوب هم، همیشگی نیست … !
عزیز میگفت : اول از هر چیزی برای در کنار هم موندن
باید یاد بگیری چطور میشه با کوچیک‌ترین چیزها، از زندگی لذت برد، خندید و شاد بود … !

 

تو

“یکی بود یکی نبود”
مال قدیماست !
الان همه باشن تو نباشی؛
انگار هیچکس نیست…

 

هر کسی

هرکسی یه جوری
مهربونیشو نشون میده !!!
مگه نه؟
یکی می پرسه حالت خوبه ؟
یکی میگه
کمک نیاز داری ،
می خواد دستتو بگیره
یکی هم
به فنجون قهوه تلخ دعوتت می کنه…
یکی هم
بدون اینکه بهت بگه می ره
یه هدیه می خره
میگه اینو برای تو خریدم عزیزم
یکی هم
وقتی بغضی تو صدات باشه جیگرش پاره میشه …
اما برای تو
هنوز بی نهایت
صفت خوب ناگفته دارم محبوب من
در وجود تو
جمع شده یک جا همه خوبیا
بی بهانه دوستت دارم محبوب بی همتا

نت

لای موهایت
تنها نُتی ست
که اگر به دستم برسد
تمام موسیقی های عاشقانه‌ ی
جهان را با آن می نوازم

 

مطلب پیشنهادی
متن فلسفی

عشق زن

زن ها پیچیده نیستند!
باید کمی بیشتر متوجه آنها بود..
در چشمهایشان زل زد و عشق را منتقل کرد
مثلا اگر صبح به صبح دوستت دارم را تکرار میکنی
روز بعد که بگویی؛
“دوستت دارم عزیزم”
آنها را عاشق تر از قبل میبینی..
کمی بیشتر از خودت برای عشق به زن ها که مایه بگذاری
خیلی بیشتر از آن را از عشق خودشان برایت میگذارند
زنها پیچیده نیستند
مثل گلی که برایش اهمیت قائلی
صبح به صبح آب تازه میدهی
زیرنور خورشید قرار گرفتنش را در نظر میگیری
برگهایش را دست میکشی و درنهایت گل دادنش را می بینی
اگر عشق ورزیدن به همین گل خانه ات را زیبا کند
عشق ورزیدن به زن خانه دلت را زیبا میکند

 

قلب من

قلب من فقط
به این امید می تپد،
که تو هستی
تویی وجود دارد
که من می توانم آن را ببینم
او را ببویم
اورا ببوسم
او را در آغوش خود بفشارم
و او را احساس کنم

 

هوای دلت

واسه اونی که دوستش داری وقت بذار..
نذار به نبودنت عادت کنه
نذار روز ها و ساعت هایِ زیادی رو بدونِ شنیدنِ صدات سَر کنه…
امـروز نمیفهمی اما
یه روز میرسه که دلت هوایِ بودنشُ میکنه و
دیگه جایی واسه بودنت تو لحظه هاش نیست

دیگه دلش برایِ حضورت پـر نمیکشه
دیگه یاد میگیره چطور از دور دوستت داشته باشه
حقیقتش بـود و نبــودت واسش فرقی نداره دیگه
واسه اونی که دوستش داری وقت بذار
هر چقدر هم که بقیه باشن،
هرقثدر سرش گرم باشه و دورش شلوغ،
باز ته دلش همیشه تو همه یِ لحظه هاش حضورِ تورو کم داره،
ته خنده هایِ بلندش، نبودِ تو بغض میشه و چنگ میزنه به خوشی هاش..

واسش وقت بذار
به بهونه یِ “خستگی” و “وقت ندارم” و “درگیرم…”
لحظاتِ خوبِ بودنشُ، هوایِ خوشِ خنده هاشُ وقتی که دلیلش خودتی از دست نده…

نگو دوستش دارم، دوستم داره، همیشه هست و هیچوقت نمیـره و وقت زیاده
نه نــه جانم
وقت تنگه واسه دوست داشتن و عاشقی کردن
وقت کمه واسه با هم بودن…

 

دوست داشتن

دوست داشتن، هیچ‌وقت “زورکی” نبوده و نیست
نمی‌توانی با مهربانی‌ات کسی‌را مدیونِ
خودت کنی که دوستت داشته ‌باشد.
دوست داشتنی کـه از روی “دِین و تشکر” باشد دوست داشتن نیست

اصلا نمی‌توانی کسی ‌را مجبور کنی
تپش قلبش را با حرارتِ دست‌های تو تنظیم کند
کـه در شلوغیِ شهر یک باره “به یادت بیفتد” و دلش قنج برود!

من این را خوب فهمیده‌ام دوست داشتن منطق نمی‌شناسد و عشق، دلیل
اگر کـه روزی فهمیدی، پُشت دوستت دارم‌های رابطه‌ات دلیل است،
منطق است، دِین و انجام وظیفه است!

دکمه لق پیراهن که با چنگ و دندان می‌ایستد، نباش…
فقط همین

 

خاطرات

بعضی از آدما
خاطرشون یه جور عجیبی
دوست داشتنیه
گرم دلنشین و به یادموندنی
دقیقا مثل یه آهنگ قدیمی
که وقتی به آخر می رسه
دوباره می زنی عقب …
تا از اول گوش کنی
مث یه رفیق همیشگی…

 

یک نفر

یک نفر هست که همیشه هوایِ بیقراری ام را دارد ،
یک نفر هست که هیچوقت برایِ من ، سرش شلوغ نیست ،
که دردهایم را ندیده ، می بیند ،
که حرف هایم را نگفته ، می فهمد ،
و برایِ اشک هایم ، تمامِ دنیا را به هم می ریزد …
که مرد نیست ، اما مردانه پایِ رفاقتمان ایستاده ،
که پناهِ بی پناهی و امیدِ لحظه هایی ست
که دلم از زمین و زمانه می گیرد .

کسی که لازم نیست برای داشتنش ،
از خودم بودنم دست بردارم !

در این روزگارِ بلاتکلیف ؛
چقدر خوب است که تنها نیستم ،
چقدر خوب است که “خواهر” دارم !

 

مطلب پیشنهادی
مجموعه متن تبریک تولد رسمی

انتظار

باران که می‌بارد،
زمین پر می‌شود از عطر حضور تو،
و خیالت بار دیگر به سرم میزند.
زیبا نیست!؟
پاییز باشد،
باران بی‌امان ببارد
و تو را ببینم که آنسوی خیابان
در انتظارم ایستاده‌ای!؟

همه جا می‌توان بوی تو را احساس کرد!
حتی خیابانی که هرگز قدم نزده‌ایم…

 

آدم ها

من عاشق آدمهایِ بی قید و شرطم
آدمهای بی اما و اگر
آدمهای بی بهانه و دلیل.
آنهایی که این سر دنیا بگویی می آیند
آن سر دنیا هم باز پا به پایت هستند.
همان هایی که وقتی میگویی تا جایی برویم
درس و کار و آفتاب و باران را بهانه نمیکنند،
یک دفعه دچار سرماخوردگی نمیشوند
و کل مشکلات دنیا در عرض یک روز
سرشان هوار نمیشود!
آنهایی که فرقی ندارد
دو دقیقه کنارشان باشی
یا از سپیده یِ صبح تا سیاهیِ شب
دیدنشان حالِ چند ماه تا چند سال بعدت را میسازد،
از آن آدمهایی که بغض کنارشان بی معنا میشود و حالِ بد بیگانه ترین!

 

بغل

دلم میخواست
زود تر زمستون بیاد
تا به بهونه ی سرد بودن هوا بیشتر بغلم کنه
دستامونُ ببریم
توی جیبِ یه کاپشنُ باهم قدم بزنیم!
اما قبلِ اینکه زمستون بیاد رفت!
همیشه همینطور بود…
وقتایی که باید میبود، نبود!

 

عاشق ها

زن هایِ عاشق همیشه زمانِ عکس گرفتن دست کم
یک خاطره از عشقشان را به تصویر می کشانند !!

یک جور ادایِ احترامِ یادآوری که کسی در زیبایی من نقش داشته..
حالا یکی دست به گوشواره می برد که
بفهماند کسی قبل شما پای این گوش زنبیل گذاشته ..

یکی هم سرش را به سمتی خم می کند که
روزگاری حرف هایِ دلخواهش را از آن سو شنیده و ثبت کرده ..

یکی به یادِ دست هایِ شخصی زنجیر دور گردنش را به
کادر می آورد بالا تا کنار لب و گاهی به دندان ..

یکی حواس لبش را چنان جمع می کند که صورتش فراموش نکند
بوسه هیچ گاه سهم یک نفر نبوده و نیست ..

یکی مو روی رخش پنهان، که یعنی هنوز گیسویِ من سراغ یک گمشده را می گیرد ..
یکی هم رو به لنز اما نگاهش گیجِ لحظه ای خاص،
به ظاهر می خندد..
به اعتقادِ من زن ها هیچ وقت درونِ هیچ قابی تنها نبودند
حتی زنی که اصرار به عکس هایِ تکی دارد
زنی که بریده اما شانه ی یک مرد همیشه کنارش جا مانده…

 

نگران نباش

یه شب که دلم از عالم و آدم پر بود
گفت: نگران نباش دیوونه،
فکر کردی من تنهات میزارم
یا اینکه کسی میتونه جای تورو تو قلبم بگیره ؟
کاری به اتفاقات بعدش و اینکه تنهام گذاشت ندارم …
می‌خوام بگم
هر آدمی یکبار و لااقل برای یه شب
خوشبخت ترین آدم روی زمین بوده…

 

آرامش

عشق  دور نیست
همین که آرامش از نگاهت ببارد
و هرم دستانت
تب تند تنم را لمس کند
واژه واژه  دوستت دارم
از لب هایمان می چکد
و لا به لای دلدادگی هایمان
عشق می روید

 

چشمهایت

چنان با چشمهایت
در آغوشم بگیر
که با دل من دنیا را ببینی!
ای جان…
همه اش تو
تمامش نور،رنگ،موسیقی
همه اش زیبایی و شعر

۰/۵ (۰ Reviews)
  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code